کپی کن تا متمایز شوی

همه ما خاص بودن را دوست داریم.

به خصوص در کسب و کار.

متمایز بودن از رقبا، رویای هر صاحب کسب و کاری است.

اینکه بتوانیم حرف نویی بزنیم.

ایده های خلاقانه داشته باشیم.

متفاوت از همه عمل کنیم.

اصلاً ، اینکه اورجینال باشیم چیز دیگری است.

ولی مشکل اینجاست، اورجینال بودن و صاحب ایده های نو بودن کار سختی است.

اما نگران نباش.

من می خواهم راز آن را به تو بگویم.

 

برای اینکه در کسب و کارمان متمایز شویم از کجا شروع کنیم؟

شاید از پاسخ این سوال شوکه شوی.

اما واقعیت چیزی جز این نیست.

برای متمایز شدن، باید با تقلید و کپی کردن از دیگران شروع کنی.

ایده ای برای وبلاگ نویسی به ذهنت نمی رسد؟

به ده تا سایت حوزه خودت سر بزن و وبلاگ هایشان را بخوان.

نمی توانی لوگوی زیبایی برای سالن ماساژ طراحی کنی؟

پنجاه تا لوگو مربوط به سالن ماساژ را ببین.

نمی توانی یک تبلیغ خوب برای محصولات آرایشی بنویسی؟

بیست تا تبلیغ خوب را بررسی کن.

دیدی؟

همه چیز به همین سادگی است.

ما از ذهنمان انتظار داریم که به ما محصول پرباری بدهد، اما حاضر نیستیم هیچ دانه ای در آن بکاریم.

ایده های اصل، از درون نشات نمی گیرند.

آن ها از بیرون به ما داده می شوند.

از کتاب ها، فیلم ها، داستان ها، وقایع، احساسات و ….

لطفاً لحظه ای تمام آن چیزهایی که به اسم خاص بودن، در سرت کرده اند را بیرون بریز.

همه ی ما در ابتدای راه نیاز داریم که از کسانی که در حوزه ما عالی هستند یاد بگیریم.

برای یاد گرفتن هم راهی جز تقلید کردن نخواهیم داشت.

 مادامی که منتظر بمانیم تا خلاقیت خودش از درون ذهن فوران کند، به هیچ جایی نخواهیم رسید.

زمانی که کارت را تازه شروع می کنی،باید تقلید کنی تا یاد بگیری.

 بعد که در مهارتت متخصص شدی، سر و کله ی خلاقیت هم پیدا می شود.

تمام کسانی که در کاری خلاقیت ایجاد می کنند، به خوبی در آن کار متخصص شده اند و زیر وبم کار را می دانند.

این روش نه تنها برای کسب و کارهای اینترنتی جواب می دهد، بلکه برای هر کسب و کاری و هر مهارتی هم نتیجه بخش است.

یک کارمند تازه وارد نمی تواند ایده های خوبی برای توسعه شرکت بدهد.

اما همین کارمند بعد از چند ماه که همه چیز را در مورد شرکت و مشکلات و شرایط آن فهمید و در کارش به خوبی حرفه ای شد، می تواند ایده های عالی برای بهبود وضعیت شرکت ارائه دهد.

یک نقاش، وقتی اولین تابلوی نقاشی اش را می کشد نمی تواند خالق سبک جدیدی در نقاشی باشد.

پس نگران این نباش که اوایل هیچ ایده و خلاقیتی نداری.

کارت را شروع کن.

افرادی که در حوزه ات عالی هستند را بررسی کن.

از آن ها تقلید کن تا خوب یاد بگیری.

متخصص شو.

حالا با خیال راحت، می توانی منتظر ایده های ناب و خلاقانه باشی که تو را از همه متمایز می کند.

یادگیری تبلیغ نویسی را از کجا شروع کنیم؟

از آنجایی که خیلی از زمانی که تصمیم گرفتم که تبلیغ نویسی را یاد بگیرم نگذشته است، همه ی سختی های اوایل راه هنوز به یادم مانده است.

می دانم که اوایل که می خواهی تبلیغ نویسی را یاد بگیری، همه چیز پیچیده و مبهم است.

نمی دانی که تبلیغ نویسی دقیقاً همان چیزی هست که در ذهنت داری یا نه؟!

حتی نمی دانی از کجا باید شروع کنی.

نمی دانی چطور تبلیغ نویسی را یاد بگیری.

و هزاران مشکل دیگر.

پس اجازه بده، الان که کمی از آن روزها فاصله گرفته ام، تجربیاتم را در اختیارت بگذارم تا شاید بتواند کمکی به شروع کار تبلیغ نویسی ات باشد.

در این مقاله قصد دارم در مورد سوالی که بیشتر از من پرسیده می شود، پاسخ دهم.

 یادگیری تبلیغ نویسی را از کجا و چطور شروع کنیم؟

قبل از اینکه بخواهم در پاسخ این سوال را بدهم، اجازه بده یک نکته را بگویم.

پاسخ هایی که به سوالاتت می دهم، نه نظر یک متخصص است و نه نظر یک تبلیغ نویس افسانه ای.

من فقط نظرات و عقاید خودم را که حاصل بیش از یک سال و نیم تجربه است بیان می کنم.

خب برویم سراغ پاسخ سوال.

اینکه یادگیری تبلیغ نویسی را از کجا و چطور شروع کنیم؟

قبول دارم که اینکه بخواهی بدون هیچ مدرسی، خودت از کتاب ها و وبلاگ ها و … تبلیغ نویسی را یاد بگیری کار دشواری است.

به خصوص که در ایران منابع ترجمه شده مرتبط با تبلیغ نویسی، به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسند.

وضعیت آموزش در سایت های داخلی هم خیلی ضعیف است .

اما باز هم با تمام این سختی ها، پیشنهاد من این است که قبل از اینکه بخواهی در دوره ی خاصی شرکت کنی، حتماً به مدت دوهفته، مطالعاتی در مورد تبلیغ نویسی داشته باش.

با این کار

  • مطمئن می شوی که تبلیغ نویسی را دوست داری یا نه
  • متوجه می شوی از آموزش های تبیلغ نویسی، باید چه انتظاراتی داشته باشی.

پس اولین قدم، مطالعه کوتاه مدت جهت شناخت تبلیغ نویسی است.

برای این کار سایت های زیر را پیشنهاد می دهم

www.copyhacker.com

www.kopywritingkourse.com

www.smartblogger.com

اگر زبان انگلیسی ات هم خوب نیست، حتی شده با ترجمه های دست و پا شکسته ی گوگل، سعی کن که محتوای متن را درک کنی.

البته حواست باشد که گاهی گوگل ترنسلیت، ترجمه اش از یک بچه ی دو ساله هم بدتر است.

سعی کن با دیکشنری و کمک گوگل مفهوم کلی متن را بفهمی.

یاد داشت برداری از نکات مهم هم فراموش نشود.

قدم دوم این است که تبلیغ نویسی را به صورت حرفه ای تر یاد بگیری.

برای این کار نیاز به کسی داری که تکنیک ها واصول تبلیغ نویسی را به تو آموزش دهد.

این مرحله را زمانی انجام می دهی که نسبت به علاقه ات به تبلیغ نویسی اطمینان پیدا کرده ای و میدانی که می خواهی چه چیزی یاد بگیری.

پس دیگر با خیال راحت روی خودت سرمایه گذاری می کنی.

قدم سوم تمرین و ارزیابی است.

بهترین راه یادگیری تبلیغ نویسی این است که با کسی کار کنی که بتواند به تو بگوید که اشتباهاتت کجاست.

 مشکلی که وجود دارد این است که همه ی ما نوشته هایمان را دوست داریم.

راستش اولین متن تبلیغ نویسی ای که نوشتم، اینقدر برایم جذاب بود که با خودم فکر می کردم دیگر از این بهتر نمی شود!

اما می دانی زمانی که متن را به استادم نشان دادم نتیجه چه بود؟

کلی اشتباه که حتی به ذهنم هم خطور نکرده بود در متنم پیدا شد.

کار دیگری که کمک می کند تبلیغ نویس بهتری شوی این است که نمونه های موفق تبلیغ نویسی را بررسی کنی.

دراین بررسی بد نیست که کمی هم نوشته هایت را با آن ها مقایسه کنی و هر روز سعی کنی متن بهتری نسبت به قبل بنویسی.

نکته آخر اینکه،یادگیری تبلیغ نویسی عمق زیادی دارد.

من به شخصه هر چقدر بیشتر در مورد تبلیغ نویسی یاد می گیرم، متوجه می شوم که چقدر چیزها هست که باید ببیشتر در موردشان یاد بگیرم.

 

تیتر؛ تفاوت بین شکست و پیروزی در تبلیغات

اولین قدم برای متقاعد سازی مخاطب، این است که توجهش را به دست بیاوری.

این کار به عهده ی تیتر است.

در واقع،اگر تیتر نتواند توجه مشتری را به دست آورد، متن تبلیغ هر چقدر هم عالی باشد، نمی تواند چیزی را بفروشد.

روزانه صدها تبلیغ سعی دارند تا توجه مخاطب را به دست بیاورند.

این کار تبلیغ نویسی را سخت تر می کند.

از طرفی اینترنت باعث کاهش ظرفیت توجه انسان شده است.

به همین دلیل برای موفقیت در تبلیغات باید سخت کار کنی تا بتوانی توجه مخاطب را بدست آوری.

فقط چند ثانیه فرصت داری تا توجه مخاطب را جلب کنی.

در غیر اینصورت او سریعاً سایت را ترک می کند و در جای دیگری به جستجو می پردازد.

تیتر در واقع اولین و شاید تنها تاثیری باشد که می توانی روی مخاطب داشته باشی.

می گویم تنها تاثیر، به خاطر اینکه اگر نتوانی توجهش را جلب کنی ممکن است دیگر هرگز به سایتت برنگردد.

در واقع، تیتر تفاوت بین شکست و پیروزی در تبلیغات است.

هر چقدر هم محصول و خدماتت عالی باشد، اگر نتوانی توجه مخاطب را به دست آوری هیچ چیزی اتفاق نمی افتد.

 

جلب توجه در رسانه های مختلف

جلب توجه در رسانه های مختلف توسط چیزهای دیگری انجام می شود.

در رادیو و تلویزیون، چند ثانیه اول آگهی وظیفه جلب توجه مخاطب را دارد.

در تبلیغات چاپی، تیتر؛ در نامه، پاکت نامه و چند خط اول نامه؛ در ایمیل، موضوع ایمیل؛ در بروشور و کاتالوگ، کاورآن، در سایت، صفحه اول سایت وظیفه ی جلب توجه را به عهده دارند.

 

کارکردهای تیتر

اما تیتر علاوه بر جلب توجه مخاطب کارکردهای دیگری هم دارد.

 کارکرد های تیتر شامل این موارد است:

  • جلب توجه
  • انتخاب مخاطب
  • ترغیب مخاطب به خواندن متن

 

جلب توجه

زمانی که صحبت از جلب توجه توسط تیتر می شود، عده ای در دام خلاقیت و ایده پردازی های عجیب و غریب گرفتار می شوند.

این دسته با بازی با کلمات یا جملات خلاقانه که هیچ ارتباطی با محصول ندارد، سعی در جلب توجه مخاطب دارند.

این دسته از تیترها شاید بتوانند توجه مخاطب را به خود جلب کنند، اما نمی توانند فروش ایجاد کنند.

تیتر خوب، تیتری است که یکی از شرایط زیر را داشته باشد.

  • منفعتی را وعده دهد
  • اطلاعات مهمی وعده دهد
  • چیز جدیدی معرفی کند

مثال1: چطور در سی روز آینده فروشمان را سه برابر کنیم، بدون اینکه لازم باشد مخاطبان بیشتری داشته باشیم.

مثال 2: چرا 90 درصد کارآفرینان شکست می خورند؟

مثال 3: تجربه ی طعم جدید از غذاهای دریایی

 

انتخاب مخاطب

یکی از کارکردهای که یک تیتر می تواند داشته باشد این است که مخاطب را مشخص کند.

آوردن مشخصات مخاطب هدف در تیتر می تواند کمک بزرگی به جذب مشتریان بالقوه کند.

مثال : چطور تبدیل به تنها انتخاب هنرجوهای مجسمه سازی باشیم، حتی اگر شناخته ترین مدرس نیستیم.

در این مثال، مخاطب هدف مدرسین مجسمه سازی هستند که می خواهند هنرجوهای بیشتری داشته باشند.

 

ترغیب مخاطب به خواندن متن

یک تیتر خوب، تیتری است که علاوه بر این که توجه مخاطب را جلب می کند، او را به خواندن متن ترغیب کند.

استفاده از جملاتی که کنجکاوی مخاطب را برانگیزد یا راز گونه باشد، می تواند به نوشتن چنین تیترهای کمک کند.

مثال : می دانی نیوشا ضیغمی به کدام متخصص پوست و مو مراجعه می کند؟

 

 

چرا اکثر فرمول های تبلیغ نویسی بر روی مزایا و مشکلات متمرکز هستند؟

این طبیعی است که دوست داشته باشی در مورد شرکتت، محصول یا خدماتت صحبت کنی.

شاید نسبت به خدماتی که ارائه می دهی هیجان زده باشی یا در مورد مهارت های جدیدی که یاد گرفته ای احساس وجد می کنی.

شاید هم ماه های زیادی برای ساخت محصولت زحمت کشیده ای.

اما باید با این واقعیت کنار بیایی که هیچ کس به شرکت یا محصول  و خدماتت علاقه مند نیست.

مردم تنها به خودشان علاقه مند هستند.

برای فروش محصول و خدمات، باید به حس خود دوستی مشتری را هدف بگیری.

چیزهایی مثل

  • صرفه جویی در وقت
  • کاهش هزینه ها
  • پول بیشتر
  • شادتر شدن
  • موثرتر شدن
  • سلامت تر شدن
  • کاهش استرس
  • کمتر کار کردن و داشتن اوقات فراغت بیشتر

این ها چیزهایی هستند که برای مخاطب مهم هستند و نسبت به آن ها توجه نشان می دهد.

 

بیان مشکلات چه اهمیتی دارند؟

احتمالاً اینکه باید در تبلیغ نویسی به جای ویژگی ها، از مزایای محصول و خدمات بنویسی، برایت آشنا باشد.

در مورد مشکلات چطور؟

چرا مشکلات برای خواننده مهم هستند؟

جواب این است.

ویژگی ها،مشخصات و حتی مزایا، به تنهایی خسته کننده هستند.

فقط در مورد مثبت ها نوشتن، خواننده را کسل می کند.

برای حفظ توجه خواننده، نیاز است که کمی هم از مشکلات بگویی.

بیان یک مشکل، ضربان قلب مخاطب را افزایش می دهد.

او را هیجان زده می کند و باعث می شود او به راه حل پیشنهاد شده برای مقابله با این مشکل توجه کند.

در واقع با این کار، اشتیاقش برای شنیدن راه حل افزایش می یابد.

اینکه فقط در مورد مزایا بگویی کافی نیست.

گاهی هم لازم است به مخاطب نشان دهی که مانع به وجود آمدن چه سختی هایی می شوی.

چه مشکلاتی را برطرف می کنی.

چه دردهایی را درمان می کنی.

برای درک بهتر این موضوع، فرض کن یک طراح سایت هستی که با وردپرس طراحی سایت انجام می دهی.

تو با خدماتی که ارائه می دهی باعث می شوی که مشتری بتواند به راحتی خودش محتوای سایت را آپدیت کند.

اما با این کار مانع به وجود آمدن چه سختی هایی می شوی؟

تو مشتری را از زحمت ایمیل زدن یا تماس،برای تغییر یک کلمه،راحت می کنی.

او می تواند به سادگی خودش این کار را انجام دهد.

چطور با ایجاد یک فانل فروش اتوماتیک، از بازی رقابت بر سر قیمت جدا شویم و فروشمان را افزایش دهیم؟

شاید بهتر باشد قبل از هر چیزی توضیح مختصری در مورد فانل فروش بدهم.

فانل فروش یک کمپین بازاریابی با مراحل مختلف است.

هر مرحله از فانل، مشتری را به مرحله بعد هدایت می کند تا هدف نهایی، که فروش است اتفاق بیفتد.

فانل فروش می تواند در آمد آنلاین را با اتوماتیک کردن کسب و کار افزایش دهد.

علت اینکه نام آن را فانل گذاشته اند، به خاطر این است که نمودار آن، شبیه یک قیف (funnel) است.

 

همان طور که در نمودار می بینی، ردیف بالای آن بزرگتر است.

این نشان دهنده ی بیشترین مقدار از مشتریان بالقوه در ابتدای فانل است.

ردیف پایین که کوچک تر از همه است، نشان دهنده ی کم ترین تعداد مشتریان متعهد است.

 

چرا بازاریابی فانلی می تواند رقابت بر سر قیمت را حذف کند؟

مردم نسبت به قبل، دسترسی بیشتری به اطلاعات پیدا کرده اند.

آن ها به سادگی می توانند برندها و قیمت ها را مقایسه کنند.

در این میان کسب وکارها هم، تلاش می کنند قیمت های پایین تری نسبت به رقبایشان ارائه دهند تا مشتری بیشتری را به برندشان جذب کنند.

یک مسابقه، بر سر این که چه کسی قیمت پایین تری ارائه می دهد.

فانل فروش کمک می کند ترافیک را به وب سایت هدایت کرده وسپس، به طور استراتژیک آن ها را به سمت فروش هدایت کنیم.

 

فانل چطور کار می کند؟

در اینجا با چهار اصطلاح، توضیح می دهم که هر مرحله چطور کار می کند و چطور یک بازدید کننده به مشتری بالقوه و در نهایت به یک خریدار تبدیل می شود.

یک بازدید کننده ممکن است از روش های مختلفی وارد وب سایتت شود.

مثلا از طریق گوگل، شبکه های اجتماعی یا تبلیغات.

از اینجا به بعد او دیگر مشتری بالقوه توست.

احتمالاً او گشتی در وب سایتت می زند.

بلاگ هایت را می خواند.

محصولاتت را می بیند.

حالا نوبت توست که وارد عمل شده و به او پیشنهادی می دهی که در ازای آن ایمیلش را دریافت کنی.

برای مثال دانلود یک وبیناررایگان، کتاب الکترونیک رایگان و یا در بدترین حالت، عضویت در خبرنامه .

بازدیدکننده ای که فرم را پر کند و ایمیلش را وارد کند، تبدیل به لید می شود.

وقتی که با پست های وبلاگ، پیشنهادات خاص یا دیگر پیام های جذاب با لید در ارتباط هستی، او تمایل پیدا می کند تا مجدداً به وب سایتت برگردد.

 

شناخت 4 مرحله فانل فروش

این مراحل شامل آگاهی، علاقه، تصمیم گیری و اقدام است.

 

این چهار مرحله نشان دهنده ذهنیت مشتری است.

برای اینکه در هر مرحله، پیام درست را در زمان درست برای مشتری ارسال کنی، به رویکرد متفاوتی برای هر مرحله نیاز داری.

اگر قرار باشد پیامی در مرحله ای که با ذهنیت مشتری هماهنگ نیست ارسال کنی، مثل این است که پیشخدمت قبل از اینکه غذا را سفارش دهی، بخواهد دسر را انتخاب کنی.

 

آگاهی

مشتری در این مرحله، قبلاً تحقیق کرده و و می داند که پیشنهادت برای او مناسب است.

مشتری را از طریق گوگل، شبکه های اجتماعی یا تبلیغات جلب می کنی و او را نسبت به کسب و کارت و آنچه که ارائه می دهی آگاه می کنی.

در این مرحله، باید تلاش کنی تا مشتری بالقوه را به سایت برگردانی و آن ها را بیشتر نسبت به کسب و کارت ترغیب کنی.

 

علاقه

وقتی مشتری به مرحله علاقه مندی می رسد، تحقیق و مقایسه و فکرکردن راجع به سایر گزینه ها را انجام داده است.

این زمان برای ارائه محتواهای عالی است .

محتواهایی که به آن ها کمک می کند، اما به آن ها نمی فروشد.

اگر از همان ابتدا بخواهی محصولت را با فشار بفروشی، مشتری بالقوه را فراری می دهی.

هدف این مرحله این است که تخصص ات را به مشتری بالقوه نشان دهی.

به او کمک کنی تصمیم آگاهانه بگیرد و به هر روشی که می توانی به آن ها کمک کنی.

 

تصمیم گیری

مرحله تصمیم گیری زمانی است که مشتری آماده خرید است.

او ممکن است در این مرحله دو یا سه گزینه را در نظر داشته باشد.

خوشبختانه یکی از آن ها تو هستی.

این زمان برای ارائه بهترین پیشنهاد است.

پیشنهادی بده که نتواند در مقابل آن مقاومت کند  و نتواند برای استفاده از مزایای آن صبر کند.

 

اقدام

در پایین ترین قسمت فانل، مشتری دست به اقدام می زند.

او محصول و خدماتت را می خرد و بخشی  از اکوسیستم کسب و کارت می شود.

با این حال، فقط به این دلیل که مشتری به پایین قیف فروش می رسد، به معنی این نیست که کار تو تمام است.

اقدام، برای مشتری خرید کردن است و برای تو، پشتیبانی کردن و فیدبک گرفتن از مشتریانت.

 

انواع مختلف کپی رایتینگ که ممکن است در موردشان نشنیده باشی

کپی رایتینگ( تبلیغ نویسی ) یک فعالیت بازاریابی خاص است که در انواع مختلف تبلیغات دیده می شود.

کپی رایتینگ جزء اصلی هر پیام تبلیغاتی است.

تبلیغات چاپی، بروشورها، بیلبوردها، ایمیل ها و …

در همه ی این ها کپی رایتینگ حضور دارد.

در این مقاله قصد دارم انواع مختلف کپی رایتینگ را معرفی کنم.

 

انواع مختلف کپی رایتینگ

 

پست مستقیم (direct mail)

شامل هر چیزی ( نامه، بروشور،کاتالوگ و …) که از طریق پست برای مشتری ارسال می شود.

در نوشتن متن هایی از این قبیل باید نکات مختلفی مورد توجه قرار بگیرد.

بهتر است با خودت فکر کنی، آیا نامه هایی که به دستت می رسد را می خوانی.

چه نوع نامه ای باعث می شوی حس کنجکاوی ات برانگیخته شود.

چه نامه هایی را بلافاصله دور می اندازی، بدون اینکه برایت اهمیت داشته باشد که درون آن چیست.

چه نوع نامه ای علاقه تو را جلب می کند؟

اگر بخواهید بر اساس آن نامه اقدام کنی، آیا آسان است؟

 

ایمیل(email)

این همان نوع محتوا و پیامی است که از طریق ایمیل برای مشتری ارسال می شود.

کسانی که این پیام ها را دریافت می کنند، احتمالاً جایی در یک لیست ایمیلی عضو شده اند ( می گویم احتمالاً، چون ممکن است فرد لیست ایمیلی اش را خریداری کرده باشد)

رویکرد اصلی این نوع، با نوع قبل تفاوت چندانی ندارد.

زیرا اینجا هم باید کاری کنی که فرد ترغیب شود و پیامی که از طریق ایمیل دریافت کرده باز کند.

هم چنین بعد از اینکه ایمیل را باز کرد، آن را بخواند و طبق آن اقدام کند.

نه اینکه فقط نگاهی سرسری به آن بیندازد.

سوالاتی که باید به عنوان یک کپی رایتر از خودت بپرسی این هاست:

چه ایمیل هایی را باز می کنی؟

چه چیزی باعث می شود که یک ایمیل را باز کنی و یا اینکه بدون نگاه کردن به آن، بلافاصله آن را پاک کنی؟

چه ایمیل هایی را واقعاً می خوانی؟

چه ایمیل هایی این اشتیاق را در درونت ایجاد می کند که آن را برای دوستانت ارسال کنی؟

چه زمانی بر اساس چیزی که در ایمیل نوشته شده، اقدام می کنی؟

 

بیلبوردهای تبلیغاتی(billboards)

بیلبوردهای تبلیغاتی بی شک برایت آشنا هستند.

همان هایی که با سرعت بالا در بزرگراه از کنارشان رد می شوی.

این که چقدر توجهت را جلب می کنند و چقدر می توانند اثر گذار باشند، می تواند ارتباط زیادی به نحوه ی استفاده از کپی رایتینگ داشته باشد.

خلاق ترین و چشم نوازترین بیلبوردها، هنوز یک مولفه ی کتبی دارند.

نکات و سوالاتی که باید مد نظر قرار دهی :

چه نوع بیلبوردهای تبلیغاتی توجهت را جلب می کند؟

کدام بیلبورد را هنوز به خاطر داری؟

بر اساس کدام بیلبورد دست به اقدام زده ای؟

کدام بیلبورد باعث شده که آرزو کنی که در آن لحظه رانندگی نکنی؟

 

شبکه های اجتماعی (social media)

از جهتی شبکه های اجتماعی شباهت زیادی به بیلبوردها دارند.

مردم در شبکه های اجتماعی به خاطر انبوه اطلاعات و تنوعی که وجود دارد، هیچگاه زمان زیادی برای یک مطلب نمی گذارند.

آن ها تند تند در فضای مجازی می چرخند، بالا و پایین می روند وسرسری از همه ی مطالب عبور می کنند تا به چیزی برسند که توجه و علاقه شان را جلب کند.

پس قوانین چندان تغییری نمی کند.

اینجا هم باید از خودت بپرسی، کدام شبکه اجتماعی توجهت را جلب می کند؟

در کدام شبکه اجتماعی حضور داری؟

چه دلیلی برای حضور در شبکه های اجتماعی داری؟

آیا این دلیل، تعیین کننده ی انتخاب پست هایی است که بر روی آن ها کلیک می کنی؟

تنها تفاوت بزرگی که وجود دارد، این است که در شبکه های اجتماعی، اقدام کردن مخاطب خیلی به نزدیک تر است.

یک عنوان می گذاری، یک نفر کلیک می کند، و چند لحظه بعد ممکن است در حال انجام اقدام مورد نظر تو باشد.

 

محتوای بلاگ

این نوع از محتوا، با محتوای معمولی متفاوت است.

محتوایی که با استراتژی های تبلیغ نویسی و استفاده از تکنیک های تبلیغ نویسی نوشته می شود در این دسته قرار می گیرد.

 

10 فرمول تبلیغ نویسی شگفت انگیز

وقتی صحبت از فرمول های تبلیغ نویسی می شود، فرمول تبلیغ نویسی AIDA به عنوان یک فرمول استاندارد شناخته می شود.

اما این تنها فرمول تبلیغ نویسی نیست.

فرمول های تبلیغ نویسی زیادی وجود دارد.

اینکه کدام فرمول بهتر است، بستگی به این دارد که برای چه چیزی می خواهید آن را استفاده کنید.

در این مقاله قصد داریم 10 فرمولی که قبلاً استفاده شده و نتیجه بخش بوده اند را بیان کنم.

تو هم می توانی متناسب با محصول و خدماتت یکی از این فرمول ها استفاده کنی.

 

فرمول 1: ساده ترین فرمول تبلیغ نویسی

مراحل این فرمول به شرح ذیل است:

  • آنچه که من برایت دارم
  • چه کاری برایت انجام می دهم؟
  • من چه کسی هستم؟
  • چه کاری نیاز است انجام دهید.

فرمول 2:فرمول تبلیغ نویسی  3S

ستاره (STAR) : شخصیت اصلی تبلیغ نویسی شماست که می تواند یک فرد مشهور یا یک مشتری باشد.

استوری( STORY) : درباره این صحبت کن که چطور شخصیت اصلی از مشکل مشابه مشکلی که مخاطب دارد عبور کرده است.

راه حل (SOLUTION) : نشان بده ه شخصیت اصلی چطور مشکلش با محصول و خدمات تو حل شده است.

فرمول 3: فرمول تبلیغ نویسی  PAS

  • مشکل ( PROBLEM) : درمورد یک مشکل خاص که مخاطب در حال حاضر دارد صحبت کن. باید وارد گفتگویی که در حال حاضر ذهن مخاطب است، شوی.
  • تشدید کردن (AGIGATE) : عواقب این مشکل را تشدید کن. با این کار میل به راه حل در مخاطب افزایش می یابد.
  • راه حل (SOLUTION) : به خواننده نشان بده چرا و چطور محصول یا خدماتت مشکل او را حل می کند. با این کار برای محصول و خدماتت ایجاد تقاضا می کنی.

 

فرمول 4 : فرمول تبلیغ نویسی Scan Mitchell

این فرمول با اندکی تغییرات، شبیه فرمول قبلی است.

  • بیان مشکل
  • تشدید کردن
  • بی اعتبار کردن راه حل های دیگران
  • پاسخ به مشکل و ارائه راه حل

 

فرمول 5 : فرمول تبلیغ نویسی Bob Serlling

پیش نیازها

  1. باید یک محصول با کیفیت داشته باشی
  2. مشتری ایده آل را باید مشخص کنی
  3. اطمینان به ایجاد حداکثر سود
  4. پیشنهاد

مراحل اصلی

  • قبل از اینکه حتی یک کلمه بنویسی باید تحقیقات جامع و کاملی انجام دهی
  • استراحت دادن به ذهن برای تراوشات ذهنی
  • تهیه لیست جامع از ویژگی ها، اعداد و ارقام
  • لیست کردن مزیت هایی که مشتری دریافت می کند
  • ایجاد یک تضمین عالی
  • نوشتن یک تیتر جذاب و قدرت مند
  • برجسته کردن نکات کلیدی با رنگ
  • ساده نگه داشتن گرافیک
  • تحقق وعده ای که در تیتر داده اید، بلافاصله در پاراگراف اول
  • برطرف کردن مخالفت ها
  • ایجاد زیر تیتر های جذاب
  • آگاه کردن مشتری از عمیق ترین سطح دردی که احساس می کنند
  • از بین بردن درد مشتری به طور کامل
  • ایجاد رضایت نامه ها و تائیدات توسط مشتریان راضی
  • ارائه اثبات های بی تردید برای تحقق وعده ای که داده اید
  • شکستن متن به قسمت های مختلف، برای اینکه قابل خواندن تر باشد
  • ارائه یک لیست قوی از مزایای محصول به مشتری
  • بیان مزایای کلیدی به طور خلاصه
  • لیست کردن ویژگی های محصول
  • انتقال یک پیکیج خیلی ارزشمند که هیچ مشتری ای نمی خواهد آن را از دست بدهد
  • بیان قیمت محصول
  • درخواست اقدام
  • انتقال ریسک خرید از مشتری به خودت برای نزدیک شدن به فروش
  • خلاصه کردن منفعت های که مشتریانتان به دست می آورند
  • آسان کردن سفارش دادن برای مشتری
  • اجتناب از هر گونه لینک
  • استراحت و تراوش ذهنی
  • بررسی و بازنویسی تبلیغ

 

فرمول 6 :فرمول تبلیغ نویسی مورد علاقه Brain Keith Voiles

ATTENTION  : جلب توجه با بزرگترین منفعت وبزرگترین مشکلی که می توانی حل کنی

INTEREST : دلایل اینکه چرا باید به چیزی که می گویی علاقه مند باشند

CREDIBILITY : دلایل اینکه چرا باید تو را باور کنند

PROVE : اثبات اینکه چیزهایی که می گویی درست است

BENEFITS : لیست کردن همه ی منفعت ها

SCARCITY : ایجاد ترس

ACTION : دقیقا به آن ها بگو که چه کاری باید انجام دهند

WARN  : چه اتفاقی می افتد اگر آنها اقدام نکنند.

NOW : آن ها را تحریک کن همین الان اقدام کنند.

 

فرمول 7: فرمول تبلیغ نویسی  Garry Halbert

  • چیزی بگو که توجهشان جلب شود
  • به آنها بگو چرا باید علاقه مند باشند
  • به آن ها بگو چرا باید چیزی را که می گویی باور کنند
  • ثابت کن که درست است
  • جزء به جزء منفعت ها را بنویس و توصیف کن
  • بگو چطور می توانند سفارش دهند
  • به آن ها بگو همین الان سفارش دهند

 

 فرمول 8 : فرمول تبلیغ نویسی  AAPPA

  • ATTENTION: به دست آوردن توجه
  • ADVANTAGE: نشان دادن مزیت به مردم
  • PROVE: ثابت کردن
  • PERSUADE: متقاعد کردن مخاطب برای به دست آوردن مزیت ها
  • ASK TO ACTION: در خواست اقدام

فرمول9 : فرمول تبلیغ نویسی  4P

PICTURE: به دست آوردن توجه مخاطب با به تصویر کشیدن آرزوها و امیال مخاطب

PROMISE: ساخت یک وعده ی معنی دار، توصیف منفعت ها و اینکه هر کدام چه کاری انجام می دهند.

PROVE: نشان دادن ارزش و حمایت کردن از وعده ها با نظرات افراد راضی

PUSH: هل دادن مخاطب به سمت اقدام

 

فرمول 10 :فرمول تبلیغ نویسی هفت مرحله ای Bob Sone

  • مهم ترین منفعت را در تیتر یا اولین پاراگراف وعده بده
  • فوراً با مهم ترین مزیتت ادامه بده
  • به طور ویژه به خواننده بگو که چه چیزی به دست خواهد آورد
  • از گفته هایت با اثبات ها و تائید ها حمایت کن
  • به خواننده بگو چه چیزی را از دست می دهد اگر اقدام نکند
  • در پایان مزایای اصلی و مهم را تکرار کن
  • اقدام را فوری و اورژانسی کن

 

5 تکنیک وبلاگ نویسی

وبلاگ نویسی کار دشواری است؟

شاید!

نوشتن وبلاگ کارهای زیادی دارد.

انتخاب تیتر؛ انتخاب کلمات؛ انتخاب داستان و کلی چیزهای دیگر که باید در نوشتن وبلاگ به آن توجه کرد.

مثل هر کار دیگری، اگر تکنیک های وبلاگ نویسی را بدانی کار برایت راحت تر خواهد بود.

پس اگر موافقی برویم سراغ برخی از اصول وبلاگ نویسی.

 

1.جلب توجه با تیتر

تصور کن دو جعبه کیک روی یک میز قرار داده شده است.

از تو می خواهند از بین این جعبه ها یکی را انتخاب کنی.

یک جعبه، ساده، بدون هیچ رنگ و تزئینی است.

و جعبه دیگر به زیبایی طراحی شده است.

کدام جعبه را انتخاب می کنی؟

اشتیاقت برای کدام جعبه بیشتر است؟

حدس می زنم جعبه دوم.

چون ظاهر جذابش این ذهنیت را ایجاد می کند که حتماً کیک خوشمزه تری هم درون آن است.

اما ممکن است واقعیت این طور نباشد.

یک وبلاگ عالی، بدون یک تیتر جذاب، مثل یک کیک خوشمزه در یک جعبه ی ساده و بی رنگ است.

هیچ کس قبل از اینکه جعبه را باز کند نمی داند درون آن چیست.

هیچ کس نمی داند کدام جعبه کیک خوشمزه تری دارد.

اما در هر صورت آن جعبه ای اشتیاق بیشتری برای دیدن و خوردن کیک ایجاد می کند که زیباتر باشد.

در مورد وبلاگ هم دقیقاً همین طور است.

اگر می خواهی مخاطبانت برای خواندن وبلاگت کلیک کنند باید تیتر جذابی داشته باشی.

موارد زیر کمک می کند تیتر جذاب تری داشته باشی.

  • در تیتر به مخاطبانت وعده بده چه چیزی در وبلاگت یاد می گیرند؟
  • در تیتر بگو کدام یک از مشکلاتشان را حل می کنی؟
  • در تیتر نشان بده چطور زندگی شان را بهتر می کنی؟
  • از کلمات قدرتمند برای جلب توجه و دیده شدن استفاده کن.
  • کنجکاوی شان را تحریک کن تا برای خواندن وبلاگت جذب شوند.

 

2.خوانندگان را با پاراگراف ابتدایی ترغیب کن

پاراگراف ابتدایی مثل اولین لقمه از یک غذای ناشناخته است.

با تردید و دودلی اولین لقمه از آن را می خوری.

اگر مزه ی خوبی نداشته باشد، محال است دیگر حاضر باشی به خوردنش ادامه دهی .

در وبلاگ هم همین طور است.

اگر اولین جمله ای که نوشته ای به ذائقه ی خواننده ات خوش نیاید، به سرعت صفحه را ترک می کند و در جای دیگر دنبال مطالب دلخواهش می گردد.

بنابراین با جملاتی ساده و روان و هم چنین یک وعده ی خوب، خواننده را برای خواندن متن ترغیب کن.

 

3.یک راهنما باش

یک وبلاگ نویس قبل از هر چیزی باید یک راهنما باشد.

باید مرحله به مرحله به خواننده ات کمک کنی تا مشکلش حل شود.

چیزهایی که به مخاطبت آموزش می دهی چیست؟

چقدر می تواند او را در رسیدن به هدفش راهنمایی کند؟

البته حواست باشد که ساده بگیری.

مثلاً اگر یک طراح سایت هستی، قرار نیست همان اول تمام کدهای CSS را در وبلاگت بگویی.

 

4.خوب گوش بده

مهم نیست چقدر ایده داری که می خواهی آن ها را به اشتراک بگذاری.

قبل از هر کاری به مخاطبانت گوش بده.

آن ها به تو خواهند گفت که در مورد چه چیزی برایشان بنویسی تا لذت بیشتری ببرند.

گوش دادن به خواننده ها و همدردی کردن با چالش های آنها، از تو یک وبلاگ نویس خوب می سازد.

اغلب خواننده ها به خاطر نکات و آموزشها نمی آیند.

آن ها دنبال حس تعلق، همدلی و ارتباط واقعی هستند.

آن ها می خواهند کسی آن ها را درک کند، خواسته هایشان را بفهمد و به آن ها در رسیدن به خواسته هایشان کمک کند.

 

5.زوم کن

از جزئیات غافل نشو.

بیان داستان هایی که سرشار از جزئیات هستند، مخاطب را به آن فضا می برد.

اجازه مخاطب کلماتت را تجربه کند.

اینجوری بیشتر کلماتت را به خاطر خواهند آورد.