چطور محصولات آموزشی پرفروش بسازیم؟

قبول دارم که افراد زیادی از طریق فروش محصولات آموزشی به درآمدهای عالی رسیده اند.

اما خیلی بیشتر از آن، افرادی هستند که به زحمت، فروش محصولاتشان در ماه به ده تا برسد.

اینکه یک محصول پرفروش می شود و دیگری نه، به عوامل مختلفی بستگی دارد.

اما تحت هر شرایطی، اگر تمرکزت بر روی مخاطب نباشد، نمی توانی انتظار پرفروش شدن محصولت را داشته باشی.

یک محصول آموزشی آنلاین هم، مثل هر محصول دیگری، باید نیازهای مخاطبان و مشتریان را تامین کند.

اگر موافقی راجع به اینکه چطور به این هدف برسیم صحبت کنیم.

 

با کسانی که تشنه ی یادگیری هستند شروع کن

قبل از اینکه بخواهی محصول آموزشی ات را آماده کنی، به این فکر کن که می توانی افراد کافی که مشتاق یادگیری موضوعی که تدریس می کنی باشند، را پیدا کنی؟

باید از خودت سوالاتی مثل این بپرسی که :

افراد زیادی وجود دارند که این موضوع برایشان مهم باشد؟

راهی برای برقراری ارتباط با آن ها دارم؟

مشکلات اصلی مخاطبانم در این موضوع چیست؟

حاضرند برای رها شدن از این مشکل، پولی پرداخت کنند؟

آیا برای رهایی از این مشکل، زمانی را برای یک دوره آموزشی اختصاص می دهند؟

می توانی از مخاطبانی که داری کمک بگیری.

سعی کن بفهمی که دوست دارند، در مورد چه چیزی به آن ها کمک کنی.

وقتی که فهمیدی یادگیرندگان تشنه کجا هستند و برای چه چیزی تشنه هستند، وقت آن است که مشخص کنی، چرا باید دوره تو را انتخاب کنند.

در حالی که ده ها گزینه مشابه برای این کار وجود دارد.

جایگاه تو در مقابل تمام گزینه های دیگر کجاست؟

همان چیزی که بازاریاب ها آن را positioning  یا جایگاه سازی می نامند.

با سوالات زیر مشخص کن که چه چیزی پیشنهاد تو را از دیگران متمایز می کند؟

چه منفعت خاصی را در زندگی مشتری ات افزایش می دهی؟

پیشنهاد تو، با پیشنهاد سایر کسب و کارها متفاوت است؟

آیا برای به دست آوردن نتیجه، از رویکرد خاصی استفاده می کنی؟

چه چیز متفاوت یا تجربه ی به یاد ماندنی را می توانی منتقل کنی؟

عنصر قابل توجهی در کسب و کارت وجود دارد؟ طوری که کسی آن را به دیگران بگوید؟

چیز منحصر به فردی در پیشنهادت وجود دارد که الان ارزشمند باشد؟

 

یادگیرنده ات را بشناس

تا وقتی که واقعاً آن ها نشناسی، نمی توانی به آن ها خدمت کنی.

دانستن چیزی که آن ها می خواهند، فقط شروع کار است.

باید بدانی که چرا آن را می خواهند؟

چطوری می خواهند آن را به دست آورند؟

و چرا مشتاق هستند که آن را داشته باشند؟

این با همدلی آغاز می شود.

باید خودت را جای مخاطب بگذاری و احساسش را درک کنی.

تو می خواهی بدانی که آن ها چه فکری می کنند.

چه احساسی دارند.

چه درکی دارند.

وقتی آن چیزی را که می خواهند، به دست آورند چه کاری می کنند.

برای این کار باید بتوانی وارد ذهن مخاطبت شوی.

کار ساده ای نیست.

شاید کمی زمان بر و سخت باشد.

اما کار جالبی است و نتایج شیرینی دارد.

 

هدف کلی و جزئی

دوره ای که می سازی باید یک هدف کلی و یک هدف جزئی برای هر درس داشته باشد.

یک هدف جزئی در مسیر رسیدن به هدف نهایی است.

با مراحل زیر می توانی به سادگی این فرایند را طراحی کنی.

 

مرحله 1: اقدام

هر درس در دوره، باید باعث شود تا شرکت کننده، قادر باشد اقدامی را انجام دهد.

در پایان هر درس، مخاطبت قادر به چه کاری خواهد بود، که در حال حاضر نمی داند چطور آن را انجام دهد؟

 

مرحله 2: شرایط

در چه شرایط یا زمینه ای اقدام اتفاق می افتد؟

آیا در خانه یا در محل کار آن را انجام می دهند؟

چقدر زمان می برد؟ یک ساعت؟ یک روز؟ یک ماه؟

کاری است که نیاز به تعهد مخاطب دارد یا در اوقات فراغت هم قابل انجام است؟

برای اینکه بتوانی دوره ات را به طور موثری طراحی کنی و آن را به مشتری بالقوه مرتبط کنی، نیاز داری به این سوالات پاسخ دهی.

 

مرحله 3 :استاندارد

وقتی کسی در این دوره مهارت پیدا کند، تا چه حد می تواند آن اقدام را خوب انجام دهد؟

در سطح حرفه ای است یا مبتدی؟

یا شاید هم یادگیری یک مهارت در حد سرگرمی؟

یک یادگیرنده، چقدر خوب باید اقدام کند تا بتوان گفت که در دوره ات مهارت پیدا کرده است.

این ها استانداردهایی است که باید تعیین کنی.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *